ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)
42
فلسفه نهضت حسينى (فارسى)
توقف امر به معروف و نهى از منكر هدف دولت اسلامى گسترش نيكىهاى مورد نظر خداوند و از ميان برداشتن پلشتىها و زشتىهاى مورد نفرت خداوند متعال بود ولى پس از چيرگى شيوهء پادشاهى بشرى ، هدف حكومت تنها منحصر به كشورگشايى و به كرنش كشاندن ملتها و جمعآورى « خراج » و زندگى رفاهآميز و اشرافى زمامداران گرديد ؛ اين پادشاهان كمتر به ياد خدا بودند و خود و فرمانداران و نمايندگان آنها پيش از نيكى ، به گسترش و انتشار پلشتىها و زشتىها پرداختند و بسا وقتها بندگان خدايى كه در جهت گسترش خير و ممانعت از شر و فساد و نيز در راستاى نشر دين و تحقيق و تدوين علوم اسلامى همت گماردند ، به جاى يارى و كمك ، در معرض خشم و غضب آنان قرار گرفتند گو اينكه به رغم مقاومت حكام ، علماى مزبور به انجام وظيفهء خويش ادامه دادند . همچنانكه پيامدهاى سياستها و شيوهء زندگى حكام و دولتمردان نيز - با وجود كوششهاى اين دسته از علما - جامعه را به انحطاط و فساد اخلاقى سوق مىداد ؛ اين حاكمان در جهت ايجاد مانع در راه گسترش اسلام و در راستاى حفظ منافع خود از هيچ كوششى دريغ نمىورزيدند و بدترين نمونه و مثال آن نيز چيزى بود كه در حكومت بنىاميه و به صورت تحميل « جزيه » بر كسانى از غير مسلمانان كه به اسلام مىگرويدند ، درآمد . روح دولت اسلامى نخست روح پرهيزگارى و ترس از خدا بود و رئيس دولت ، خود بهترين نمونه و الگوى چنين روحى به شمار